محمد مفيد مستوفى بافقى

53

جامع مفيدى ( فارسى )

« وَ اللَّهُ يَدْعُوا إِلى دارِ السَّلامِ » شنوده از وحشت‌آباد عالم فانى بنزهت سراى جاودانى انتقال نمود . بر پيشگاه ضمير منير ارباب حال پرتو ظهور يافته خواهد بود كه اصحاب اخبار كرامت و خوارق عادات آن حضرت ولايت دستگاه را در متون كتب مرقوم خامهء گوهر نثار گردانيده‌اند . از جملهء آنها نقلى كه به صحت اقرب و حقير در حيدرآباد از « تاريخ قطب شاهى » مطالعه كرده بعرض مىرساند . تبيين اين مقال بر سبيل اجمال آن است كه نقاوة السادات صدر جهان در كتاب « مرغوب القلوب » آورده كه من از زبان پادشاه غازى اميرزاده سلطان قلى المشتهر به برار الملك شنيدم كه فرمود ما از اولاد امير قرا يوسف اقرباى نزديك امير جهانشاهيم . و موطن آباء و اجداد ما قريهء سعدآباد ولايت همدان بوده بعد از تسلط سلاطين آق‌قوينلو بر قوم قراقوينلو در سن طفوليت بمرافقت عمم ، اللّه قلى بيك ، بجانب هند دكن رفته بعد از ملاقات سلاطين آنجا و سرانجام مهلت بمملكت عراق مراجعت نموديم . [ 47 الف ] پس از اندك وقت جناب عمىام اسبان بادپاى و تحف و هدايا به جهت سلاطين دكن سرانجام نمود و باتفاق طريق سفر هند پيش‌گرفته چون بدار العبادهء يزد رسيديم به زيارت و ملازمت حضرت ارشاد پناهى معارف دستگاهى شاه نعيم الدين نعمت اللّه ثانى قدس سره العزيز كه طريقهء پير مريدى و خويشى در ميان بود رفتيم . چه منكوحهء حضرت ارشاد پناه صبيهء ميرزا جهانشاه بود و از آنجا كه كمال كرامت و ولايت آن‌جناب بود بعد از پرسش احوال و اظهار التفات و اشفاق اين كلمات بر زبان وحى ترجمان گذرانيدند كه اى فرزند بحصول عنايات امانى و آمال در هرباب واثق و مستظهر باش كه از بارگاه احديت سلطنت قطرى از اقطار هندوستان به تو و اولاد تو حواله كرده‌اند و دست مبارك بر سر و كتف من ماليده چند عدد اشرفى از زير سجاده برداشته به من داد كه اين اول فتوح است ، بسلامت برو كه آن سرزمين [ 47 ب ] به تو حواله شده است . از اشارهء شاه معارف آگاه اميدوار شده استدعاى فاتحه و دعا نموده متوجه ديار هند شديم .